البته خواص دمایی پایین سیالات ، محدود کننده اصلی است.انتقال حرارت جابجایی درهم تحت تاثیر خواص نانو سیال نظیر ویسکوزیته و قابلیت هدایت گرمایی است.

محدوده اولیه برای سیالات مرسوم نظیر آب ، اتیلن گلیکون و پروپیلن گلیکون ،هدایت گرمایی آن ها است. بنابراین در سال های اخیر کاربرد نانوسیالات در صنعت سرمایش مورد توجه قرار گرفته است.

استفاده از نانوسیال فلزی با هدایت گرمایی بالا ، به طور قابل توجه قابلیت هدایت گرمایی موثر این سیالات را افزایش می­دهد.

برای جزء های حجمی 3/0% نانوذرات مس با قطر 10 نانومتر منجر به افزایش هدایت گرمایی اتیلن گلیکون تا 40% می­شود.

مسائل مبانی در ترکیب جابجایی اجباری و طبیعی مورد توجه بسیاری از محققین قرار گرفته است.

 در ابتدا لازم است به کمک مطالعات انجام شده در مورد پیشرفت های انجام گرفته بر روی این بخش از نانوسیالات آشنایی بیشتری بدست آید.

تا به حال بیشتر از مدل برینکمن برای ویسکوزیته و مدل ماکسول برای هدایت گرمایی استفاده شده است.هر کدام از دو مدل نواقصی دارند. مدل برینکمن تاثیر دما ونانوذره ر ا بررسی نمی کند و مدل ماکسول در تاثیر حرکت براونی بر مکانیزم انتقال حرارت تاکید نمی­کند.

تاثیر تمرکز نانوذرات و اندازه ی نانوذرات روی ویسکوزیته ی نانوذرات در یک محدوده ی وسیعی از دماها توسط انگوین و همکارانش و مینستا انجام شده است.

آن ها دریافتند که ویسکوزیته افت تندی با کاهش دما دارد.مخصوصا برای تمرکز زیاد نانوذرات افت بسیار زیاد است.به علاوه چوون و همکارانش به طور تجربی تاثیر تدما و اندازه ی نانوذرات و کسر حجمی را روی هدایت گرمایی مطالعه کردند.

ابوندا تاثیر خواص متغیر آّب-اکسید مس و آب –اکسید آلومینیوم روی جابجایی طبیعی در ناحیه حلقوی را مطالعه کرد.او دریافت که با افزایش تمرکز نانوذرات انتقال حرارت در عدد رایلی بزرگتر از 10000 ازایش می­یابد.

لی و همکارانش Al2o3-water و cuo-water را اندازه گیثری کردند و نشان دادند که هدایت گرمایی آن ها با کسر حجمی جامد افزایش می­یابد.

چندین محقق سعی کردند مدل ماکسول را ارتقاء دهند. بسته به حرکت براونی نانوذرات در سیال پایه ، ژوو یک مدل پیشنهادی ارائه کرد که هدایت گرمایی را با در نظر گرفتن جابجایی بین سیال و نانوذرات پیش بینی می­کرد.